معنی بیمحاسبه
6 بازدید
[ مُ سَ / سِ بَ / بِ ] (ص مرکب) (از: بی +محاسبه) بدون حساب. (ناظم الاطباء). رجوع به محاسبه شود.
کلمات همقافیه با «بیمحاسبه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر