معنی واژه بیمارگین
4 بازدید
(ص مرکب) بیمارگن. مسقام. (یادداشت مؤلف). علیل. (ناظم الاطباء) (آنندراج). || (اِ مرکب) غذایی که به بیمار دهند. (آنندراج). غذای بیمار. پرهیزانه و بیمارانه. (از ناظم الاطباء). رجوع به بیمارگن شود.