معنی بیلفت
4 بازدید
[ لُ ] (اِخ) ستارهٔ زهره. (برهان) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (فرهنگ جهانگیری). بیدخت. (حاشیهٔ برهان چ معین). رجوع به بیلغت و بیدخت شود.
کلمات همقافیه با «بیلفت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فت» برای سرودن شعر