معنی بیقولی
9 بازدید
[ قَ / قُو ] (حامص مرکب) بی اعتباری. بی اعتمادی در گفتار. (ناظم الاطباء). بدعهدی. بدقولی. خلف عهد. (یادداشت مؤلف). رجوع به قول شود.
کلمات همقافیه با «بیقولی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر