معنی بیقوت
7 بازدید
[ قُ وْ وَ ] (ص مرکب) (از: بی + قوّت) بی زور. ضعیف : این شتر قوی لاغر است و بی قوت. (انیس الطالبین ص ۲۰۲). و رجوع به قوت شود.(ص مرکب) (از: بی +قوت) بی غذا. بی خوراک.
کلمات همقافیه با «بیقوت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وت» برای سرودن شعر