معنی بیقواره
7 بازدید
[ قَ رَ / رِ ] (ص مرکب) (از: بی + قواره) بی اندام. بداندام. (یادداشت مؤلف). || ناقواره. پارچه و قماش که از قدر حاجت بیشتر یا کمتر است. پارچه که یا ناقص و یا زائد از جامهٔ مقصود باشد. (یادداشت مؤلف). - بی قواره بریدن؛ نه باندازه برش دادن.
کلمات همقافیه با «بیقواره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر