معنی بیفکر
5 بازدید
[ فِ ] (ص مرکب) (از: بی +فکر) بی اندیشه. لاابالی و کسی که در عواقب کارها فکر نکند و بی اندیشه و بی تدبیر. (ناظم الاطباء): فلان مرد بی فکریست؛ لاابالی و لاقید است. || خرسند. (ناظم الاطباء). رجوع به فکر شود.
کلمات همقافیه با «بیفکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر