معنی بیفهم
4 بازدید
[ فَ ] (ص مرکب) (از: بی +فهم) بی دانش. بی علم. جاهل. || کودن. (ناظم الاطباء). رجوع به فهم شود.
کلمات همقافیه با «بیفهم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هم» برای سرودن شعر