معنی بیفضل
6 بازدید
[ فَ ] (ص مرکب) (از: بی +فضل) آنکه فضیلت و علم ندارد: بی فضل کمتری تو ز گنجشکی ور از نژاد جعفر طیاری.ناصرخسرو. رجوع به فضل شود.
کلمات همقافیه با «بیفضل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضل» برای سرودن شعر