معنی بیفروختن
5 بازدید
[ یَ تَ ] (مص مرکب) افروختن. رجوع به افروختن شود.
کلمات همقافیه با «بیفروختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر