معنی بیفردا
5 بازدید
[ فَ ] (ص مرکب) (از: بی +فردا) منقطع. - بی فردا بودن روز کسی؛ بسر رسیدن عمر وی. فرارسیدن مرگ وی : هر که با او بدشمنی کوشد روز او از قیاس بی فرداست.فرخی. رجوع به فردا شود.
کلمات همقافیه با «بیفردا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دا» برای سرودن شعر