معنی بیغفلت
5 بازدید
[ غَ / غِ لَ ] (ص مرکب) که غفلت نکند. بدون غفلت و بی خبری. هوشیار: گیتی بسان خاطر بی غفلت پر نور نفع و خیر ازیرا شد.ناصرخسرو. رجوع به غفلت شود.
کلمات همقافیه با «بیغفلت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لت» برای سرودن شعر