معنی بیعزم
6 بازدید
[ عَ ] (ص مرکب) (از: بی +عزم) بی اراده. بی تصمیم. مقابل باعزم. و رجوع به عزم شود.
کلمات همقافیه با «بیعزم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زم» برای سرودن شعر