معنی بیعاری کردن
6 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) بی چشم و رویی کردن. تنبلی کردن.
کلمات همقافیه با «بیعاری کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر