معنی بیطلب
5 بازدید
[ طَ لَ ] (ص مرکب) (از: بی + طلب) بدون خواهش. بی اذن. بی اجازت. (ناظم الاطباء). رجوع به طلب شود.
کلمات همقافیه با «بیطلب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لب» برای سرودن شعر