معنی بیشتری
6 بازدید
[ تَ ] (حامص مرکب، اِ مرکب) منسوب به بیشتر. (ناظم الاطباء). بیشترین قسمت. قسمت عمده. اکثر. اغلب : {/B لَقَدْ حَقَّ اَلْقَوْلُ عَلی ََ أَکْثَرِهِمْ ۱-۵۳۶:۷/}(قرآن ۳۶/۷)؛ و بیشتری از ایشان هرآینه که واجب شده است آتش بر ایشان. (تفسیر کمبریج). و سرهنگان بیشتری با وی رفتند. (تاریخ سیستان). هشتم باعث آن بود که چون قرآن و اخبار و لغت و تصریف و نحو می بایست و بیشتری خلق از معانی آن بهره نتوانستند گرفت. (تذکرةالاولیاء عطار).
کلمات همقافیه با «بیشتری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر