معنی بیشامگی
5 بازدید
[ شامْ مَ / مِ ] (حامص مرکب) (از: بی +شامه +گی) عدم شامه. (یادداشت مؤلف). حالت کسی که حس بویایی ندارد. رجوع به شامه شود.
کلمات همقافیه با «بیشامگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر