معنی بیشام
4 بازدید
(ص مرکب) (از: بی +شام) بی غذای شب: سر بی شام زمین گذاردن. شب هنگام گرسنه خفتن. رجوع به شام (ترکیب بی شام خفتن) شود.
کلمات همقافیه با «بیشام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر