معنی بیسوس
4 بازدید
(معرب، اِ) معرب پیه سوز. ج، بیاسیس. ابن بطوطة در سفرنامه (چ مصر ص ۱۸۱) نویسد: و فی المجلس خمسة من البیاسیس و البیسوس شبه المنارة من النحاس له ارجل ثلاث و علی رأسه شبه جلاس من النحاس و فی وسطه انبوب للفتیله و یملأ من الشحم المذاب. و نیز رجوع به دزی ج ۱ ص ۱۳۳ شود.
کلمات همقافیه با «بیسوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر