معنی بیسرمگی
4 بازدید
[ سُ مَ / مِ ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی بی سرمه. نداشتن سرمه. اهمال در نکشیدن سرمه به چشم. (ناظم الاطباء). رجوع به سرمه شود.
کلمات همقافیه با «بیسرمگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر