معنی بیستگانیخوار
5 بازدید
[ خوا / خا ] (نف مرکب) مواجب خوار. جیره خوار. ماهیانه بگیر. در عداد لشکریان مواجب بگیر: مولازاده ای را بیاوردند و بیستگانی خوار بود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۵۷). چه چاکران بیستگانی خوار را خود عادت آنست. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۵۷).
کلمات همقافیه با «بیستگانیخوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر