معنی بیسازی
5 بازدید
(حامص مرکب) بی اسبابی. (یادداشت مؤلف). بی برگی. نامستعدی. عَزَل. عُزُل. (منتهی الارب): سر آن داری امروز که بر ما دو حکیم کار لوزینه کنی ساخته در بی سازی. سوزنی.
کلمات همقافیه با «بیسازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر