معنی بیزین
4 بازدید
(ص مرکب) (از: بی +زین) که زین ندارد. اسب لخت. (ناظم الاطباء): اسب بی زین همچنان باشد که بی دسته سبوی. منوچهری.
کلمات همقافیه با «بیزین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر