معنی بیزوالی
5 بازدید
[ زَ ] (حامص مرکب) حالت بی زوال. جاودانگی. خلود: اختر عشق را بطالع من صفت بی زوالی افتاده ست.خاقانی.
کلمات همقافیه با «بیزوالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر