معنی بیرگی
5 بازدید
[ رَ ] (حامص مرکب) صفت بیرگ. رجوع به بیرگ شود.
کلمات همقافیه با «بیرگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر