معنی بیرگوئی
6 بازدید
[ ] (اِخ) تیره ای از طایفهٔ موگوئی ایل چهارلنگ بختیاری. (جغرافیای سیاسی کیهان ص ۷۶).
کلمات همقافیه با «بیرگوئی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر