معنی بیرویی
6 بازدید
(حامص مرکب) بی مروتی. (غیاث). پرروئی. بی شرمی. بی حیائی. بی چشم و رویی : بی رویی ار بروی کسی آری بی شک برویت آید بی رویی.ناصرخسرو. || رسوایی : گر بپوشیمش ز بنده پروری تو چرا بی رویی از حد می بری.مولوی . || بی توجهی. (غیاث) (آنندراج): این است جفا که زود بگذشتی از بی رویی چو روی ما دیدی.عطار. || بیرونقی. (غیاث) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «بیرویی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یی» برای سرودن شعر