معنی بیرون تاختن
6 بازدید
[ تَ ] (مص مرکب) خارج شدن از شهر یا قلعه بقصد حمله. برون تاختن. رجوع به برون تاختن شود.
کلمات همقافیه با «بیرون تاختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر