معنی بیروننشین
6 بازدید
[ رونْ، نِ ] (نف مرکب) که در خارج بنشیند. که در درون و متن نباشد. از باطن به ظاهر آینده : رنگ درونی شده بیرون نشین گفته قضا کانَ من الکافرین.نظامی.
کلمات همقافیه با «بیروننشین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر