معنی بیرون‌شد

معنی بیرون‌شد

6 بازدید
[ شُ ] (مص مرکب مرخم، اِ مص مرکب) خروج. بیرون شدن. خارج شدن: درآمد و بیرون شد؛ خروج و دخول : زین یک نفس درآمد و بیرون شد حیات بردیم روزنامه بدیوان صبحگاه.خاقانی. رجوع به برون شدن و بیرون شدن شود. || (اِ مرکب) برون شد. بیرون شو. خروج. مقابل درآمد. دخول. مخرج. خرج. (منتهی الارب). محل بیرون شد؛ مخرج امر. بیرون شد کار. حائز؛ مرد سرگشته که بیرون شد کار نداند. (یادداشت مؤلف): اگر بنده بیرون شد این کار بندیدی پیش خداوند در مجمعی بدان بزرگی چنین دلیری نکردی. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۱۲). تا درآمد و بیرون شد ایشان از مضایق و دقایق سخن به چه وجه بوده است. (چهارمقاله). ره بیرون شد از عشقت ندانم در هر دو جهان گوئی فراز است.انوری. خرس گفت پیش از آنکه کار از حد تدارک بیرون رود بیرون شد آن می باید طلبید. (مرزبان نامه). مجیرالملک جز... و انقیاد بیرون شدی ندید. (جهانگشای جوینی). ز آنجا که فیض جام سعادت فروغ تست بیرون شدی نمای ز ظلمات حیرتم.حافظ. رجوع به برون شد شود.

کلمات هم‌قافیه با «بیرون‌شد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید