معنی بیروزج
6 بازدید
[ زَ ] (معرب، اِ) معرب فیروزه. (آنندراج). مأخوذ از پیروزهٔ پارسی و بمعنی آن. (ناظم الاطباء). رجوع به پیروزه و فیروزه شود.
کلمات همقافیه با «بیروزج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زج» برای سرودن شعر