معنی بیروز
5 بازدید
(معرب، ص، اِ) معرب پیروز. رجوع به پیروز شود.(ص مرکب) (از: بی +روز). بدبخت. (ناظم الاطباء)(اِ) فیروزه. سنگی باشد سبزرنگ شبیه به زمرد لیکن بسیار کم بها و کم قیمت. (برهان) (از رشیدی). سنگی باشد سبزرنگ و بعضی گفته اند شیشهٔ کبودرنگ که به پیروزه مشتبه شود. (انجمن آرا): چنان مستم چنان مستم من امروز که فیروزه نمیدانم ز بیروز.مولوی. رجوع به فیروزه شود.
کلمات همقافیه با «بیروز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر