معنی بیروایی
5 بازدید
[ رَ ] (حامص مرکب) ناروایی. عدم رواج. کساد. بیرونقی بازار. کاسدی : کاسدی و بی روایی از لب و دندانْت بر صدف و درّ و بر شکر زده داری.سوزنی. رجوع به روا شود.
کلمات همقافیه با «بیروایی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یی» برای سرودن شعر