معنی بیرهی
6 بازدید
[ رَ ] (حامص مرکب) مخفف بیراهی. ضلالت. گمراهی : پذیرفت پاکیزه دین بهی نهان گشت بیدادی و بیرهی.فردوسی. || مخالفت با قاعده و قانون. قانون شکنی : چنین گفت کای بخت پیشت رهی تو دانی که ناید ز من بیرهی.اسدی. چو از تو بود کژی و بیرهی گناه از چه بر چرخ گردان نهی.اسدی. علم و حکمت بهر راه و بیرهیست چون همه ره باشد آن حکمت تهیست. مولوی. رجوع به بیراهی شود.
کلمات همقافیه با «بیرهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر