معنی بیرهزن
3 بازدید
[ رَ / رِ زَ ] (اِ مرکب) چیزیست مانند تابه، لیکن از گل سازند و بر آن نان پزند. (برهان). تابهٔ گلین که بر آن نان پزند. (از جهانگیری) (از آنندراج) (از رشیدی): نشسته جوانمرد اطلس فروش ز خاکستر بیره زن درع پوش.نظامی.
کلمات همقافیه با «بیرهزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر