معنی بیرنگگری
6 بازدید
[ رَنْ گْ، گَ ] (حامص مرکب) عمل بیرنگ گر. طراحی. (یادداشت مؤلف). رجوع به بیرنگ گر شود.
کلمات همقافیه با «بیرنگگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر