معنی بیرسمی
5 بازدید
[ رَ ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی بیرسم. بی نظامی. (ناظم الاطباء). بی روشی. عمل بر خلاف قانون و قاعده رفتار کردن و ظلم و تجاوز کردن :
کلمات همقافیه با «بیرسمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر