معنی واژه بیرسم
3 بازدید
[ رَ ] (ص مرکب) (از: بی +رسم) بیقاعده. خلاف عرف و قاعده و قانون. بدون رسومات. بی روش و ترتیب. || ظالم. قانون و قاعده ندان : خداوند جهاندارا ز خانان دوستی ناید که بیرسمند و بیقولند و بدعهدند و بدپیمان. فرخی. و رجوع به رسم و ترکیبات آن شود.