معنی بیرحام
4 بازدید
[ رُ ] (ص مرکب) (از: بی +رحام) رحام در لغت عرب بمعنی بیماری است در شکم گوسفند و مؤلف پس از نقل شعر ذیل از ناصرخسرو: بیرحمی و درشت که از دستبند تو نه نیک سام رست و نه بدحام بیرحام. نوشته اند بنظر میرسد که کلمهٔ رحام در این شعر «زحام» باشد ولی اگر رحام باشد شاید توسعاً بمعنی رنج و بیماری است.
کلمات همقافیه با «بیرحام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر