معنی بیرامیه
4 بازدید
[ بَ می یَ ] (اِخ) سلسله ای از درویشان ترک. (یادداشت مؤلف). رجوع به بیرمیة شود.
کلمات همقافیه با «بیرامیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر