معنی واژه بیرامشاه
1 بازدید
[ بَ ] (اِخ) بیرام بیگ. از امیران و ندیمان معروف سلطان اویس جلایر. وی مورد محبت و التفات مخصوص سلطان اویس بود و سلطان نسبت به او محبتی نزدیک بسرحد عشق داشت. چنانکه وقتی در مجلس عشرت از سلطان سرکشید و از تبریز به بغداد رفت سلطان طاقت هجرانش نیاورد چند کس از امیران بفرستاد تا او را باز به تبریز آوردند. بیرام بیگ از افراط در شرابخوارگی در ۷۶۹ هـ . ق. وفات یافت و سلطان در مرگ او سخت اندوهگین شد. سلمان ساوجی مثنوی فراقنامه را در بیان عشق سلطان و بیرام بیگ نظم کرده است. (از دایرة المعارف فارسی).