معنی بیدیدار
6 بازدید
(ص مرکب) (از: بی +دیدار) بی جمال. زشت. (یادداشت مؤلف). مقابل دیداری : مرا رفیقی امروز گفت خانه بساز که باغ تیره شد و زردروی و بی دیدار. فرخی. رجوع به دیدار شود.
کلمات همقافیه با «بیدیدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر