معنی بیدم
7 بازدید
[ دَ ] (ص مرکب) (از: بی +دم) بی نفس. || بی نفسی که به خیر و دعا بر کسی دمیده شود. - بیدم مردان؛ بی نفس دمیده شده به خیر و دعا بر کسی. بی دعای اولیاءاللََّه. (آنندراج). و رجوع به دَم شود.[ دُ ] (ص مرکب) (از: بی +دم) بی دمب. دم بریده. || شرور و موذی و باشرارت و بیشتر در حیوانات استعمال کنند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بیدم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر