معنی بیدادوند
5 بازدید
[ وَ ] (ص مرکب) بیدادگر و بیدادمند. (ناظم الاطباء) (از آنندراج): ره ایمن شد از دزد بیدادوند خرامنده شد راهرو بیگزند.؟ (از آنندراج). و رجوع به بیدادگر شود.
کلمات همقافیه با «بیدادوند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر