معنی بیخور
4 بازدید
[ وَ ] (ص مرکب) صاحب ریشهٔ قوی. بیخ آور. (یادداشت بخط مؤلف). ریشه دار. که بیخ محکم و فراوان دارد. رجوع به بیخ آور شود.
کلمات همقافیه با «بیخور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر