معنی بیخود گشتن
6 بازدید
[ خوَدْ / خُدْ گَ تَ ] (مص مرکب) بیخود شدن. مدهوش شدن. از حال رفتن. سست شدن : امیر از خنده بیخود گشت و گفت... (گلستان). و رجوع به بیخود و بیخود شدن شود.
کلمات همقافیه با «بیخود گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر