معنی بیخله
5 بازدید
[ لَ / لِ ] (اِ) بمعنی بخله است. (اوبهی) (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). خرفه. قرفخ. رجله. بقلةالحمقاء. مویز. آب محله. تخمگان. پرپهن. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی) (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به خرفه و پرپهن شود.
کلمات همقافیه با «بیخله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر