معنی بیحق
7 بازدید
[ حَ / حَ ق ق ] (ص مرکب) حق ناشناس : این چنین سنگدل و بی حق و بی حرمت جفت شاه مسعود مبیناد و مَیُفتاد از راه. منوچهری.
کلمات همقافیه با «بیحق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حق» برای سرودن شعر