معنی بیحصر
6 بازدید
[ حَ ] (ص مرکب) بی انتها. خارج از حد و حصر. نامحدود. (ناظم الاطباء). بی شمار. بی اندازه.
کلمات همقافیه با «بیحصر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صر» برای سرودن شعر