معنی بیجار
6 بازدید
(اِخ) شهرستان بیجار یا گروس. یکی از شهرستانهای یازده گانهٔ استان پنجم کشور است و حدود و مشخصات جغرافیایی آن بشرح زیر است: از طرف شمال خاور به بخشهای قیدار و ماه نشان از شهرستان زنجان، از طرف شمال باختر به بخش تکاب از شهرستان مراغه، از طرف باختر به بخش دیواندره از شهرستان سنندج، از طرف جنوب به بخش قروه از شهرستان سنندج، از طرف جنوب خاور به دهستان مهربان از بخش کبودرآهنگ شهرستان همدان. سه رشته کوهستان در این شهرستان وجود دارد. ۱- کوههای شمالی. در منتهی الیه شمالی شهرستان قرار گرفته بلندترین قلل رشتهٔ مذکور به ترتیب از باختر به خاور قلهٔ کوه امامزاده ایوب انصار به ارتفاع ۲۵۱۲ متر، قلهٔ زرنیخ در شمال آبادی چیچکلویه ارتفاع ۳۰۳۰ متر، قلهٔ کوه شاه نشین در شمال آبادی شاه نشین به ارتفاع ۳۲۰۰ متر است. ۲- کوههای مرکزی. بلندترین قلل رشتهٔ مرکزی از شمال باختر به جنوب خاور عبارتند از کوه سرقیصه به ارتفاع ۲۳۴۶ متر، کوه نقاره کوب در شمال باختر شهر به ارتفاع ۲۲۳۴ و کوه پنجه علی در باختر شهر به ارتفاع ۲۴۰۷، کوه حمزه عرب در ۹ کیلومتری خاور شهر بیجار به ارتفاع ۲۵۵۵، کوه تماشا در ۲۰ کیلومتری جنوب خاور شهر بیجار به ارتفاع ۲۲۵۸ و کوه چنگ الماس بین دهستانهای پیرتاج و گاویازه به ارتفاع ۲۵۲۵ متر است. ۳- سومین رشته، کوههای جنوب شهرستان است، مرتفع ترین قلل آن قلهٔ کوه زیره کوه واقع در جنوب باختری نجف آباد به ارتفاع ۲۶۴۲ متر است. گودترین محل شهرستان آبادی کل قشلاق واقع در کنار رودخانهٔ قزل اوزان و انتهای رودخانه است که ۱۳۷۲ متر از سطح دریا مرتفع تر است. رودخانه ها: سه رودخانهٔ مهم در این شهرستان جاری است: رودخانهٔ قزل اوزان. رودخانه تلوار. رودخانه گوه زن. شهرستان بیجار یا منطقه گروس از ۷ دهستان تشکیل شده است. دهستان پیرتاج ۴۰ آبادی ۱۲ هزار سکنه. دهستان خسروآباد ۴۹ آبادی ۱۶ هزار سکنه. دهستان سیلتان ۲۲ آبادی ۷ هزار سکنه. دهستان سپاه منصور ۳۵ آبادی ۱۲ هزار سکنه. دهستان کرانی ۵۹ آبادی ۱۹ هزار سکنه. دهستان گاوبازه ۱۵ آبادی ۶ هزار سکنه. دهستان نجف آباد ۵۵ آبادی ۹ هزار سکنه. شهر بیجار یک آبادی ده هزار سکنه، جمعاً از ۲۷۶ آبادی و ۹۱ هزار سکنه تشکیل شده است. شهر بیجار مرکز شهرستان گروس است و مرتفع ترین شهر ایران است. جمعیت شهر در حدود ده هزارتن است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «بیجار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر